تبليغاتX
دختر ایران - خدای گونه

دختر ایران

همه چی از همه جا

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  
پل ها رو شکستم

پیوندهای روزانه
دانلود بهترین ها
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
ریشه و تیشه
اس ام اس و جوک
گلاریشا
قالب زیبای وبلاگ
قالب/س ام س/کلیپ/فیلم/موزیک جدید/ عکس18+
کرمان رایانه دات کام
الهام کبیری دختری که زن شد
عکس و شعر و آموزشی
دفترچه خاطرات
پسر ایرونی
دختران حوا-پسران آدم
هر چی بخوای داریم
جدیدترین آهنگ های ایرانی
مرجع تخصصی موبایل فارسی زبانان
گالری عکس عاشقانه
RNG
عشق خیالی یا خیال عاشقی
بلاگ اسکای
ساز و عشق
زرين شهر-كميسيون ياددهي -يادگيري
سکوتی پر راز
امیر
فرشته ی خط خطی
سیندرلا
دوست
فانوس
نازنینم تولدت مبارک
آواز ایرانی
پاتوق سرای خداجویان
وب سایت طرفداران هری پاتر

آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


 RSS 

طراح قالب





Powered by WebGozar

سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقیسایت بزرگ موسیقی

خدای گونه

بشنو  ای محبوب

که مقصود آفرینش تویی

نقطه مرکز و محیط کائنات تویی

آن مشیت و فرمان

که بین آسمان و زمین در حرکت است تویی

بسیط و مرکب تویی

من ادراک را در تو آفریدم

تا آینه دیدار من باشد

اگر مرا ادراک کنی خود را نیز در خواهی یافت

اما اگر در سودای خود باشی

طمع مدار که هر گز با ادراک نفس خود مرا ادراک کنی

تو به چشم من توانی دید ، مرا و خود را

و به چشم خود نخواهی دید ، مرا و خود را

 

ای محبوب

چه بسیار که تو را خوانده ام و تو آوای من نشنیدی

چه بسیار که جمال خود بر تو نمودم

و تو رویت نکردی

چه بسیار خود را چون رایحه ای خوش در عالم پخش کردم

و مشام تو آن را احساس نکرد

پس خود را چون طعامی بر خوان هستی نهادم

و تو از آن تناول نکردی و نچشیدی

چرا نمی توانی در لمس اشیا مرا احساس کنی

در شامه گل سرخ مرا ببویی

چرا می نمی بینی

چرا مرا نمی شنوی

چرا ، آخر چرا

من از هر لذتی برای تو برترم

من از هر آرزویی مطلوب ترم

و از هر جمال زیباترم

زیبا منم ، ملیح و جذاب منم

مرا دوست بدار

و غیر مرا دوست مدار

به من بیندیش و در سودای من باش

در سودای دیگری مباش

مرا در آغوش گیر

مرا ببوس

که وصالی چون وصال من نخواهی یافت

دیگران همه تو را به خاطر خود دوست دارند

و من تو را به خاطر خودت دوست دارم

و تو از من می گریزی

 

ای محبوب

تو با من در عشق مصاف انصاف نتوانی کرد

زیرا اگر تو قدمی به من نزدیک شوی

من صد گام به تو نزدیک خواهم شد

من از نفس به تو نزدیکترم

من از جان و نفس به تو نزدیکترم

غیر از من کیست که با تو چنین رفتار کند

مرا بر تو غیرت است

و من دوست ندارم تو را نزد غیر ببینم

ختی نخواهم که تو با خود باشی

نزد من باش تا نزد تو باشم

و چنان نزد من باش که از آن بی خبر باشی

 

ای محبوب

بیا تا پیش رویم به سوی وصال

اگر بر سر راه وصال فراق را یافتیم

طعم فراق را به او خواهیم چشاند

 

ای معشوق بیا دست در دست هم نهیم

و به پیشگاه آن حقیقت لایزال رویم

تا او میان ما حکمی جاودانه کند

و ما را صلح و آشتی دهد

آشتی پس از قهر

آه که چیزی لذت بخش تر از این در جهان نیست

نشستن در کنار یار

و با هم سخن گفتن

 

 

ابن العربی - کتاب التجلیات