تبليغاتX
دختر ایران

دختر ایران

همه چی از همه جا

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  
پل ها رو شکستم

پیوندهای روزانه
دانلود بهترین ها
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
گلاریشا
قالب زیبای وبلاگ
قالب/س ام س/کلیپ/فیلم/موزیک جدید/ عکس18+
کرمان رایانه دات کام
الهام کبیری دختری که زن شد
عکس و شعر و آموزشی
دفترچه خاطرات
پسر ایرونی
دختران حوا-پسران آدم
هر چی بخوای داریم
جدیدترین آهنگ های ایرانی
مرجع تخصصی موبایل فارسی زبانان
گالری عکس عاشقانه
RNG
عشق خیالی یا خیال عاشقی
بلاگ اسکای
ساز و عشق
زرين شهر-كميسيون ياددهي -يادگيري
سکوتی پر راز
امیر
فرشته ی خط خطی
سیندرلا
دوست
فانوس
نازنینم تولدت مبارک
آواز ایرانی
پاتوق سرای خداجویان
وب سایت طرفداران هری پاتر
دل نوشته
چرک نوشته های من

آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


 RSS 

طراح قالب





Powered by WebGozar

سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقیسایت بزرگ موسیقی

رکوردهای عجیب مرد 54 ساله


80 مایل راه رفتن با شیشه ی شیر روی سر!

ashrita-furman

نصف کردن 27 سیب در وسط هوا با شمشیر سامورایی در 60 ثانیه

ashrita-furman2

ashrita-furman3

حفط تعادل در روی تخته ای با دو زانو نشستن

ashrita-furman4

دویدن با گاومیش در کیسه,مغولستان

ashrita-furman5

بیشترین گرفتن حبه انگور در هوا در یک دقیقه - مالزی

ashrita-furman6

بیشترین ایستادن در روی توپ Stonehenge

ashrita-furman7

تناب زدن Cambodia

ashrita-furman8

بیشترین زمان نگه داشتن قلاب ماهی در روی انگشت - مصر

ashrita-furman9

بیشترین چرخ زدن-بازی - کلمبیا

ashrita-furman10

نگه داشتن چوب بلند - ترکیه

ashrita-furman11

ashrita-furman12

گزراندن 1 مای با توپ بادی - دیوار چین

ashrita-furman13

بیشترین دوندگی با لباس غواصی

ashrita-furman14

ashrita-furman15




10 نقطه ی عجیب و جالب دنیا

جهان اطراف ما همواره پر از رمز و راز بوده است و بشر نیز هماره به دنبال کشف رمز و رموز طبیعت.

- کویر  لوت گرمترین نقطه ی جهان


در مورد گرمترین نقطه ی جهان بحث ها ی بسیاری وجود دارد. برخی  صحرای العزیزیه لیبی که بالاترین دمای ثبت شده  در آن 58 درجه سناتیگراد است و برخی دره ی مرگ        ( Death valley) در کالیفرنیا با 56 درجه سناتیگراد را گرمترین نقطه جهان می دانند. اما ماهواره ی سازمان ناسا  در کویر لوت دمای 71 درجه سناتیگراد را نیز ثبت کرده است و کارشناسان معتقدند که این دما بالاترین دمای ثبت شده در جهان است.


- قله چيمبورازو در اکوادور  مرتفع ترین نقطه از مرکز زمین:


همه می دانند که قلعه اورست  با ارتفاع 8848 متر مرتفعترین قله و بلندترین نقطه جهان از سطح دریاست اما آنچه خیلی ها نمی دانند این است که قله چيمبورازو با ارتفاع 6320  متر بلندترین نقطه جهان از مرکز زمین است. قله چيمبورازو در نزریکی خط استوا حدود 2 کیلومتر نسبت به قله اورست، از مرکز زمین دورتر است.


- جزیره تریستان دور افتاده ترين جزيره مسکونی:


جزيره تريستان در جنوب اقيانوس اطلس دورترين نقطه مسکونی در جهان و به قدری کوچک است که فاقد فرودگاه می باشد. این جزیره 272 نفر جمعيت دارد که  تنها از 8 نام خانوادگی استفاده می کنند. اين جزيره در دهه 1800 ميلادی به مستعمرات انگستان افزوده شده. ساکنين اين جزيره دارای کد پستی بريتانيا هستند و اگر از طریق اینترنت کالایی را خریداری کنند مدت ها طول می کشد تا به دست آنها برسد. در صورتی که قصد سفر به آنجا را داشته باشيد بايد بدانيد که نزديکترين خشکی با آن 2000 مايل معادل 3218 کيلومتر فاصله دارد.


- آبشار های آنجل بلندترین آبشار جهان:

آبشار آنجل در ونزوئلا با ارتفاع  984 متر بلندترین آبشار جهان محسوب می شود.

 


اویمایکن، سرد ترين نقطه مسکونی روی زمين


اویمیاکن روستایی است در سیبری واقع در روسیه با 800 نفر جمعیت. پایین ترین دمای ثبت شده در این منطقه 71 درجه سانتیگراد زیر صفر است و به همین دلیل سردترین نقطه مسکونی جهان محسوب می شود.



دره های بیابانی خشکترین نقطه جهان: 

  حدود 2 میلیون سال است که در دره های بیابانی ( dry valleys)    واقع در آنتارتیکا بارندگی صورت نگرفته است و فاقد یخ، آب یا برف هستند.


عميق ترين نقطه اقيانوس ها


گودترين نقطه جهان چاله مارياناس در اقيانوس آرام است. عميق ترين نقطه اين چاله حدود 11 هزار متر عمق دارد. اگر قله اورست را به درون اين گودال بيندازيم قله آن بيش از دو کيلومتر در اعماق اين اقيانوس فرو خواهد رفت. فشار آب در ته اين گودال 1000 برابر فشار در سطح درياست. در سال 1960 نيروی دريايي آمريکا زير دريايي را با دو سرنشين به کف اين گودال فرستاد. و آنها ماهي ، خرچنگ و ديگر موجودات دريايي را در اعماق اين گودال مشاهده کردند.


مرطوب ترین ترین نقطه جهان: 

شهر Llore در کلمبیا سالانه به طور متوسط  30 سانتیمتر بارندگی دارد .


کوه تر ( thor) در کانادا مرتفعترین پرتگاه عمودی جهان:

 

این کوه که در پارک ملی جزیره ی بافن در کانادا واقع است دارای پرتگاه عمودی به ارتفاع 1250 متر و زاویه 150 درجه است.
 


پست ترين نقطه جهان

 

دريای بحر الميت با ارتفاع 422 متر پايين تر از سطح دریا، پست ترين ساحل جهان را دارد. اين درياچه در مرز اردن و فلسطين اشغالي واقع است. جاده دور اين درياچه نیز کم ارتفاع ترین جاده جهان محسوب می شود. به دليل شوری بيش از حد آب ( 10 برابر بیشتر دریای مدیترانه)  اين درياچه، هيچ موجود زنده ای در آن زندگی نمی کند ، به همين دليل هم نام اين درياچه بحر الميت يا دريای مرده است.




عکس هایی از جزایر رویایی

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_01.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_02.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_03.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_04.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_06.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_07.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_08.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_09.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_10.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_11.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_12.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_13.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_14.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_15.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_16.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_17.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/jazayere_royaee/caribbean_18.jpg

 



زنان ایرانی در گذر تاریخ

http://i44.tinypic.com/ibgs4o.jpg


یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی درنبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد . از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد نیز یادشده است . با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند .



آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی - برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد .



آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ . هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی
داریوش بزرگ دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .



آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید .



آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از" گشتاسب بنده" بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است .



آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است . ( ٢۵٢ ساسانیان )



پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است .



زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال - آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده .



فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید .



کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی می کرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از وی با نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است .



گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که با لباسی مردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یادمیکند .



آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده اند .



گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان هسمرخسروپرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان داده است . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی )٢٧۴



هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها 1+274 یشتها 2)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را "همایچهر آزاد" ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبت قوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است .



پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود .



شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند . شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور - شهریار - فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند .
پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند .



بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیا موجود است




فواره های زیبای دنیا

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-07.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-08.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-10.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-11.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-15.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-16.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-17.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-01.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-02.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-04.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-05.jpg

http://uploader.ir/rozanehgroup/mordad88/favvareha/Beautiful-fountains-06.jpg




آنچه اصل است،‌ از ديده پنهان است...

در اين هنگام بود که روباه پيدا شد. 
روباه گفت: سلام! 
شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را نديد،‌ ولی مودبانه جواب سلام داد. 
صدا گفت: من اينجا هستم،‌ زير درخت سيب... 
شازده کوچولو پرسيد: تو که هستی؟ چه خوشگلی!... 
روباه گفت: من روباه هستم.  شازده کوچولو به او تکليف کرد که بيا با من بازی کن.
من آنقدر غصه به دل دارم که نگو... 
روباه گفت: من نمی‌توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده‌اند. 
شازده کوچولو آهی کشيد و گفت: ببخش! 
اما پس از کمی تامل باز گفت: 
- "اهلی کردن" يعنی چه؟ 
روباه گفت: تو اهل اينجا نيستی. پی چه می‌گردی؟ 
شازده  کوچولو گفت: من پی آدمها می‌گردم.
"اهلی کردن" يعنی چه؟ 
روباه گفت: آدمها تفنگ دارند و شکار می‌کنند. اين کارشان آزارنده است.
مرغ هم پرورش می‌دهند و تنها فايده‌شان همين است. تو پی مرغ می‌گردی؟ 
شازده کوچولو گفت: نه، من پی دوست می‌گردم. نگفتی "اهلی کردن" يعنی چه؟ 
روباه گفت: "اهلی کردن" چيز بسيار فراموش شده‌ای است، يعنی "علاقه ايجاد کردن..." 
- علاقه ايجاد کردن؟ 
روباه گفت: البته. تو برای من هنوز پسربچه‌ای بيش نيستی.
مثل صدها هزار پسربچه ديگر، و من نيازی به تو ندارم. تو هم نيازی به من نداری.
من نيز برای تو روباهی هستم شبيه به صدها هزار روباه ديگر.
ولی تو اگر مرا اهلی کنی، هر دو بهم نيازمند خواهيم شد. 
تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنيا يگانه خواهم بود... 
شازده  کوچولو گفت: کم‌کم دارم می‌فهمم...
گلی هست... و من گمان می‌کنم که آن گل مرا اهلی کرده است... 
روباه گفت: ممکن است. در کره زمين همه جور چيز می‌شود ديد... 
شازده کوچولو آهی کشيد و گفت: آنکه من می‌گويم در زمين نيست. 
روباه به ظاهر بسيار کنجکاو شد و گفت: 
- در سياره ديگری است؟ 
- بله. 
- در آن سياره شکارچی هم هست؟ 
- نه. 
- چه خوب!... مرغ چطور؟ 
- نه! 
روباه آهی کشيد و گفت: حيف که هيچ چيز بی‌عيب نيست. 
ليکن روباه به فکر قبلی خود بازگشت و گفت: 
- زندگی من يکنواخت است. من مرغها را شکار می‌کنم و آدمها مرا.
تمام مرغها به هم شبيهند و تمام آدمها با هم يکسان. 
به همين جهت در اينجا اوقات به کسالت می‌گذرد.
ولی تو اگر مرا اهلی کنی، زندگی من همچون خورشيد روشن خواهد شد.
من با صدای پايی آشنا خواهم شد که با صدای پاهای ديگر فرق خواهد داشت.
صدای پاهای ديگر مرا به سوراخ فرو خواهد برد، 
ولی صدای پای تو همچون نغمه موسيقی مرا از لانه بيرون خواهد کشيد.
بعلاوه، خوب نگاه کن!
آن گندم‌زارها را در آن پايين می‌بينی؟ من نان نمی‌خورم و گندم در نظرم چيز بيفايده‌ای است.
گندم‌زارها مرا به ياد هيچ چيز نمی‌اندازند و اين جای تاسف است!
اما تو موهای طلايی داری. و چقدر خوب خواهد شد آن وقت که مرا اهلی کرده باشی!
چون گندم که به رنگ طلاست مرا به ياد تو خواهد انداخت.
آن وقت من صدای وزيدن باد را در گندم‌زار دوست خواهم داشت... 
روباه ساکت شد و مدت زيادی به شازده کوچولو نگاه کرد. آخر گفت: 
- بيزحمت... مرا اهلی کن! 
شازده کوچولو در جواب گفت: خيلی دلم می‌خواهد، ولی زياد وقت ندارم.
من بايد دوستانی پيدا کنم و خيلی چيزها هست که بايد بشناسم. 
روباه گفت: هيچ چيزی را تا اهلی نکنند، نمی‌توان شناخت.
آدمها ديگر وقت شناختن هيچ چيز را ندارند. آنها چيزهای ساخته و پرداخته از دکان می‌خرند.
اما چون کاسبی نيست که دوست بفروشد، آدمها بی‌دوست و آشنا مانده‌اند.
تو اگر دوست می‌خواهی مرا اهلی کن! 
شازده کوچولو پرسيد: برای اين کار چه بايد کرد؟ 
روباه در جواب گفت: بايد صبور بود.
تو اول کمی دور از من به اين شکل لای علفها می‌نشينی.
من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کرد و تو هيچ حرف نخواهی زد.
زبان سرچشمه سوءتفاهم است.
ولی تو هر روز می‌توانی قدری جلوتر بنشينی. 
فردا شازده کوچولو باز آمد. 
روباه گفت: 
- بهتر بود به وقت ديروز می‌آمدی.
تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بيايی، من از ساعت سه به بعد کم‌کم خوشحال خواهم شد،
و هر چه بيشتر وقت بگذرد،‌ احساس خوشحالی من بيشتر خواهد بود.
سر ساعت چهار نگران و هيجان‌زده خواهم شد و آن وقت به ارزش خوشبختی پی‌خواهم برد.
ولی اگر در وقت نامعلومی بيايی، دل مشتاق من نمی‌داند کی خود را برای استقبال تو بيارايد...
آخر در هر چيز بايد آيينی باشد. 
شازده کوچولو پرسيد: "آيين" چيست؟ 
روباه گفت: اين هم چيزی است بسيار فراموش شده،
چيزی است که باعث می‌شود روزی با روزهای ديگر و ساعتی با ساعتهای ديگر فرق پيدا کند.
مثلا شکارچيان من برای خود آيينی دارند: روزهای پنجشنبه با دختران ده می‌رقصند.
پس پنجشنبه روز نازنينی است. من در آن روز تا پای تاکستانها به گردش می‌روم.
اگر شکارچيها هروقت دلشان می‌خواست می‌رقصيدند،
روزها همه به هم شبيه می‌شدند و من ديگر تعطيل نمی‌داشتم. 
بدين گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد و همينکه ساعت وداع نزديک شد، روباه گفت: 
- آه!... من خواهم گريست. 
شازده کوچولو گفت: گناه از خود تو است. من که بدی به جان تو نمی‌خواستم. 
تو خودت می‌خواستی که من تو را اهلی کنم.... 
روباه گفت: درست است. 
شازده کوچولو گفت: در اين صورت باز گريه خواهی کرد؟ 
روباه گفت: البته. 
شازده کوچولو گقت: ولی گريه هيچ سودی به حال تو نخواهد داشت. 
روباه گفت: به سبب رنگ گندمزار گريه به حال من سودمند خواهد بود. 
و کمی بعد به گفته افزود: يک‌بار ديگر برو و گلهای سرخ را تماشا کن.
آن وقت خواهی فهميد که گل تو در دنيا يگانه است.
بعد، برگرد و با من وداع کن، و من به رسم هديه رازی برای تو فاش خواهم کرد. 
شازده کوچولو رفت و باز به گلهای سرخ نگاه کرد. به آنها گفت: 
- شما هيچ به گل من نمی‌مانيد. شما هنوز چيزی نشده‌ايد.
کسی شما را اهلی نکرده است و شما نيز کسی را اهلی نکرده‌ايد.
شما مثل روزهای اول روباه من هستيد.
او آن وقت روباهی بود مثل صدها هزار روباه ديگر.
اما من او را با خود دوست کردم و او حالا در دنيا بی‌همتا است. 
و گلهای سرخ سخت رنجيدند. 
شازده کوچولو باز گفت: 
- شما زيباييد ولی درونتان خالی است. به خاطر شما نمی‌توان مرد. 
البته گل سرخ من در نظر يک رهگذر عادی به شما می‌ماند،
ولی او به تنهايی از همه شما سر است.
چون من فقط به او آب داده‌ام، فقط او را در زير حباب بلورين گذاشته‌ام،
فقط او را پشت تجير پناه داده‌ام،
فقط کرمهای او را کشته‌ام (بجز دو يا سه کرم که برای او پروانه شوند)،
چون فقط به شکوه و شکايت او، به خودستايی او،
و گاه نيز به سکوت او گوش داده‌ام.
زيرا او گل سرخ من است. 
و تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعدازظهر بيايی، من از ساعت سه به بعد خوشحال خواهم شد... 
آنگاه پيش روباه بازگشت و گفت: 
- خداحافظ!... 
روباه گفت: خداحافظ و اينک راز من که بسيار ساده است:
بدان که جز با چشم دل نمی‌توان خوب ديد.
آنچه اصل است، از ديده پنهان است. 
شازده کوچولو برای اينکه به خاطر بسپارد، تکرار کرد: 
- آنچه اصل است،‌ از ديده پنهان است. 
- آنچه به گل تو چندان ارزشی داده، عمری است که تو به پای او صرف کرده‌ای. 
شازده کوچولو برای اينکه به خاطربسپارد، تکرار کرد: 
- عمری است که من به پای گل خود صرف کرده‌ام. 
روباه گفت: آدمها اين حقيقت را فراموش کرده‌اند ولی تو نبايد فراموش کنی.
تو هر چه را اهلی کنی، هميشه مسئول آن خواهی بود. تو مسئول گل خود هستی...
شازده کوچولو برای آنکه به خاطر بسپارد، تکرار کرد:
من هر چه را اهلی کنم، همیشه مسئول آن خواهم بود...