تبليغاتX
دختر ایران

دختر ایران

همه چی از همه جا

آرشیو مطالب   تماس با مدیریت وبلاگ   صفحه نخست  



پل ها رو شکستم

پیوندهای روزانه
دانلود بهترین ها
آرشیو پیوندهای روزانه

پیوندها
ریشه و تیشه
اس ام اس و جوک
گلاریشا
قالب زیبای وبلاگ
قالب/س ام س/کلیپ/فیلم/موزیک جدید/ عکس18+
کرمان رایانه دات کام
الهام کبیری دختری که زن شد
عکس و شعر و آموزشی
دفترچه خاطرات
پسر ایرونی
دختران حوا-پسران آدم
هر چی بخوای داریم
جدیدترین آهنگ های ایرانی
مرجع تخصصی موبایل فارسی زبانان
گالری عکس عاشقانه
RNG
عشق خیالی یا خیال عاشقی
بلاگ اسکای
ساز و عشق
زرين شهر-كميسيون ياددهي -يادگيري
سکوتی پر راز
امیر
فرشته ی خط خطی
سیندرلا
دوست
فانوس
نازنینم تولدت مبارک
آواز ایرانی
پاتوق سرای خداجویان
وب سایت طرفداران هری پاتر

آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


 RSS 

طراح قالب





Powered by WebGozar

سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقی سایت بزرگ موسیقیسایت بزرگ موسیقی

ملاقات با خدا

ظهر یك روز سرد زمستانی ، وقتی امیلی به خانه برگشت ، پشت در پاكت نامه ای را دید كه نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی ان بود .
فقط نام و آدرسش روی پاكت نوشته شده بود . او با تعجب پاكت را باز كرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز، عصر امروز به خانه ی تو می آیم تا تو را ملاقات كنم . با عشق ، خدا . »

امیلی همانطور كه با دستهای لرزان نامه را روی میز می گذاشت ، با خود فكر كرد كه چرا خدا می خواهد او را ملاقات كند ؟

او كه آدم مهمی نبود . در همین فكرها بود كه ناگهان كابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت:« من ، كه چیزی برای پذیرایی ندارم! » پس نگاهی به كیف پولش انداخت .

او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت . با این حال به سمت فروشگاه رفت و یك قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید . وقتی از فروشگاه بیرون امد ، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر كند . در راه برگشت ، زن و مرد فقیری را دید كه از سرما می لرزیدند . مرد فقیر به امیلی گفت:" خانم ، ما خانه و پولی نداریم . بسیار سردمان است و گرسنه هستیم . آیا امكان دارد به ما كمكی كنید ؟ "

امیلی جواب داد:" متاسفم ، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را برای مهمانم خریده ام . "

مرد گفت:« بسیار خوب خانم ، متشكرم » و بعد دستش را روی شانه های همسرش گذاشت و به حركت ادامه دادند .

همانطور كه مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند ، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس كرد . به سرعت دنبال آنها دوید:« آقا ، خانم ، خواهش می كنم صبر كنید . » وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید ، سبد غذا را به انها داد و بعد كتش را در آورد و روی شانه های زن انداخت .

مرد از او تشكر كرد و برایش دعا . وقتی امیلی به خانه رسید ، یك لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت . همانطور كه در را باز می كرد ، پاكت نامه دیگری را روی زمین دید . نامه را برداشت و باز كرد:

« امیلی عزیز ، از پذیرایی خوب و كت زیبایت متشكرم ، با عشق ، خدا »




چند سخن از اوشو

هر انسانی با سرنوشتی مشخص به این دنیا قدم می گذارد - او وظیفه ای دارد که باید ادا کند پیامی که باید ابلاغ شود کاری که باید تکمیل گردد. تو تصادفا اینجا نیستی - بلکه به طور هدفمندی اینجا هستی. در پس وجود تو منظوری نهفته است. کل هستی برآن است که کاری را از طریق تو به انجام برساند.

 

 

 

رخداد واقعی فقط برای افراد واقعی رخ می دهد. تکه کلام گورجیف این بود : (( در جستجوی واقعیت نباش - خودت واقعی شو ! )) چرا که واقعیت فقط برای افراد واقعی اتفاق می افتد. برای افراد غیر واقعی فقط غیر واقعی رخ می دهد.

 

 

گل های سرخ به این زیبایی می شکفند چرا که سعی ندارند به شکل نیلوفر های آبی درآیند و نیلوفرهای آبی به این زیبایی شکفته می شوند چرا که درباره دیگر گل ها افسانه ای به گوششان نخورده است. همه چیز در طبیعت این چنین زیبا در تطابق با یکدیگر پیش می روند. چرا که هیچ کس سعی ندارد با کسی رقابت کند کسی سعی ندارد به لباس دیگری درآید. فقط این نکته را دریاب ! فقط خودت باش و این را آویزه گوش کن که هر کاری هم که بکنی نمیتوانی  چیز دیگر باشی. همه تلاش ها بیهوده است . تو باید فقط خودت باشی.

 

 

کل بازی هستی چنان زیباست که تنها خنده می تواند پاسخ آن باشد. تنها خنده می تواند عبادت و شکر واقعی باشد

 

 

 

عشق یک آینه است. رابطه واقعی آینه ای است که در آن دو عاشق چهره یکدیگر را می بینند و خدا را باز می شناسند. این راهی به سوی پروردگار است.




زمستون من با تو بهاره

سردیِ نگاه بشكن ! فاصله سزای ما نیست!

تو بمون واسه همیشه! این جدایی حق ما نیست!

بودن تو آرزومه! حتی واسه یه لحظه!

می میرم بی تو!

خوندن من یه بهانست! یه سرود عاشقانست!

من برات ترانه می گم تا بدونی كه باهاتم!

تو خودِ دلیل بودن بی تو شب سحر نمی شه!

می میرم بی تو!

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم!

حتی یادت رو به كوه و دریا نمی دم!

با تو می مونم واسه همیشـــه!

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم!

واست می میرم جواب دنیا رو می دم!

با تو مـی مونم واسه همیشــــه!

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم!

حتی یادت رو به كوه و دریا نمی دم!

با تو می مونم واسه همیشـــه!

خاطرات تورو چه خوب چه بد حك می كنم!

توی تنهاییام فقط به تو فكر می كنم!

با تو می مونم واسه همیشه!

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم!

واست می میرم جواب دنیا رو می دم!

با تو مـی مونم واسه همیشــــه!

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم!

واست می میرم جواب دنیا رو می دم!

با تو مـی مونم واسه همیشــــه




خدا رو دوست دارم چون همیشه لبخند می زنه

یه دل میگه نشو عاشق کس
یه دل میگه می میرم بی نفس
یه دل میگه برم و یه دلم میگه خو کن به قفس
یه دل میگه پر رنگ و ریاست
یه دل میگه این رویای ماست
یه دل میگه بگم و یه دلم میگه فردا بمان
یه دل میگه پر از عشقم هنوز
یه دل میگه که بساز و بسوز
سر کن بی فروغ، خو کن به دروغ ،این عمر دو روز
یه دل میگه پر از عشقم هنوز
یه دل میگه که بساز و بسوز
سر کن بی فروغ، خو کن به دروغ ،این عمر دو روز

یک عمر دو هوا ، خستم به خدا، نمی خوام و می خوام بشم از تو جدا
رویای عزیز ، تردید و گریز ، بی عشق نمی تونم به خدا
یک عمر دو هوا ، خستم به خدا، نمی خوام و می خوام بشم از تو جدا
رویای عزیز ، تردید و گریز ، بی عشق نمی تونم به خدا
سلطان قلبم ، بی تو سرابم ، آلوده فکر ناجور وتردید
برگرد و از من، عشقی بنا کن، کانون روحم به عشق تو لرزید
یه دل میگه نشو عاشق کس
یه دل میگه می میرم بی نفس
یه دل میگه برم و یه دلم میگه خو کن به قفس
یه دل میگه پر رنگ و ریاست
یه دل میگه این رویای ماست
یه دل میگه بگم و یه دلم میگه فردا بمان
یه دل میگه پر از عشقم هنوز
یه دل میگه که بساز و بسوز
سر کن بی فروغ، خو کن به دروغ ،این عمر دو روز
یه دل میگه پر از عشقم هنوز
یه دل میگه که بساز و بسوز
سر کن بی فروغ، خو کن به دروغ ،این عمر دو روز




لطفا مداد باشید


1 . می توانی کارهای بزرگی کنی ، اما نباید هرگز فراموش کنی دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند . اسم این دست خداست ، او باید تو را همیشه در مسیر اراده اش حرکت دهد.

 

 

2 . گاهی باید از ان چه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد . اما اخر کار ، نوکش تیزتر می شود . پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی ، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .

 


3 . مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه ، از پاک کن استفاده کنیم . بدان که تصحیح یک کار خطا ، کار بدی نیست ، در واقع برای این که خودت را در مسیر درست نگه داری مهم است .

 

 

4 . چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، ذغالی اهمییت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است .

 

 

5 . و سرانجام : مداد همیشه اثری از خود به جا می گذارد . بدان هر کار در زندگی ات می کنی ، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی ، هوشیار باشی و بدانی چه می کنی ؟




انتظار

  واقعا قابل تحسینه

 

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.   آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند. 

بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:

«نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .»

پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.

یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.

پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.

سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.

پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : « همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم . »

مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.

بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.»

همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟»

پیرزن جواب داد: «بفرمایید.»

- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟ »

پیرزن جواب داد: « منتظر دندانهــــــا !»

برنامه

MathType v6.0

منبع : www.iridownload.com

MathType v6.0
فکر کنم از اسم برنامه حدس زده باشيد که چه نوع برنامه اي مي تونه باشه ! نسخه جديد برنامه MathType v6.0 با کرک برنامه که مخصوص تايپ فرمول ها و عددها و علامت هاي رياضي در محيط ويندوز و مکينتاش مي باشد. شايد شما هم مثل من هنگام تحويل پروژه هاي دانشگاه يا شايد تحقيقات مدارس و ... با مشکل تايپ مسائل رياضي مواجه شده ايد پس به شما توصيه مي کنم حتما اين برنامه را دانلود کنيد که کمک بسياري مي تونه به شما براي نوشتن انواع فرمول ها و مسايل رياضي بکنه و همچنين با اضافه شدن و پيوند خوردن با برنامه ورد کار شما را بسيار آسان تر کرده به طوري که در محيط برنامه ورد هم مي توانيد از اين نرم افزار استفاده کنيد.

اين برنامه شامل صدها فونت و سمبل و شکل هاي آمده فرمول ها ار قبيل راديکال ، حد ، کسر و ... مي باشد که هر کدام را که بخواهيد با يک کليک به متن شما اضافه خواهد شد. از قابليت هاي اين نرم افزار مي توان سازگاري با برنامه هاي
Microsoft Word , PowerPoint , Excel و همچنين استفاده در برنامه Adobe InDesign و کاربرد در صفحه هاي HTML نام برد و يک مزيت قابل توجه اين که شما مي توانيد مسائلتان را توسط اين برنامه تايپ کنيد و در سايت Wikipedia سرچ کنيد که واقعا براي من خيلي جالب بود.

پس معتل نکنيد و سريع برين سراغ دانلود اين برنامه ارزشمند.
با تشکر - تيم ايران دانلود
 

حجم : 5.07 مگابايت

منبع : www.iridownload.com

پسورد : www.iridownload.com

دانلود - Download

 

Norton Partition Magic 8.05 Portable



منبع : www.iridownload.com

Norton Partition Magic 8.05 Portable
به احتمال زياد اسم اين برنامه رو شنيديد يا با اين نرم افزار کار کرده ايد نسخه جديد و
Portable برنامه Norton Partition Magic محصولي از شرکت Symantec که به شما ان قابليت را مي دهد که خيلي آسان و راحت درايوهاي هارد ديسک خودتان را پارتيشن بندي کنيد و اطلاعات مهم و ضروريتان را در درايو جداگانه ذخيره کنيد و فضاي خالي هارد ديسک شما را به تعدادي که شما بخواهيد تقسيم بندي کند. که خيلي ها علاقمند هستند تعداد درايوهاي زيادي داشته باشند که مثلا عکس ها در يک درايو ، موزيک در درايو ديگر و ... که اين برنامه اين قابليت را به شما خواهد داد.
همچنين پارتيشن بندي درايو شما ريسک از دست رفتن اطلاعات و يا کرش شدن هارد شما پايين مي آورد.
اميدوارم از دانلود اين برنامه لذت ببريد.

حجم : 8.25 مگابايت

منبع : www.iridownload.com

پسورد : www.iridownload.com

دانلود - Download

 

ASTALAVISTA SECURITY TOOLBOX DVD v4.0

چند ماه پيش بود که نسخه ي چهارم بسته ي نرم افزاري Altavista منتشر شد ، بسته ي نرم افزاري که امنيت اطلاعاتي شما رو تضمين ميکنه هم راههاي نفوذي رو نشون ميده هم راههاي دفاع رو ! بيش از 5000 نرم افزار براي حفظ امنيت اطلاعات و نفوذ به کامپيوتر هاي شخصي ، بيش از 400 برنامه براي حفظ امنيت گوشي هاي همراه ، پي دي اي ها و پاکت پي سي ها ،  بيش از 400 فيلم آموزشي بيش از 1000 مقاله ي  آموزشي درباره ي تک تک برنامه هاي معرفي شده در اين بسته ، در حقيقت اين بسته ي نرم افزاري يک دانشگاه امنيت اطلاعاته که  ميتونه هميشه و همجا همراه شما باشه حداقل 70 يا 80 درصد نرم افزارهايي که داره بصورت پرتابل هستند و ميتونن بدون نياز به نصب شدن و تنها با اجرا از روي DVD مربوطه اجرا بشن .

کسايي که سرعت بالا دارن 100% دانلود کنن حداقل تا به حال 20 بار آپلود شده ولي لينکهاش توسط سايت هاي Share پاک شدن ولي اينيکي جون سالم بدر برده .

    قيمت نرم افزار : 29.90 دلار  | Your price: $29.90

     حجم نرم افزار :  4 گيگابايت  |     Size : 4 GB

دانلود - Download

 

TM 9725 Full


منبع : www.iridownload.com

TM 9725 Full
قالب فلش بسيار زيبا که کاري از کمپاني
Template Monsters مي باشد که مخصوص سايت هاي با موضوع سينمايي و تئاتر مي باشد
تمامي فايل هاي اصلي اين قالب از قبيل فايل هاي
PSD و Fla براي دانلود قرار گرفته است تا به صورت دلخواه بتوانيد تغييرات را مناسب سايت خود انجام دهيد.

حجم : 39.5 مگابايت

منبع : www.iridownload.com

دانلود - Download

 

Hands: HQ Photo

منبع : www.iridownload.com

.: Hands HQ Photo :.
204 HQ Photo | 2950*2094 px and 350 dpi | 96 mb

Hands: HQ Photo
يک پکيج  استثنايي مخصوص طراحان حرفه اي و گرافيست ها که واقعا خودم با پيدا کردن اين پکيج بد جور ذوق رده شدم !
اسن سري عکس هاي شامل  حالات مختلف دست است که سايز عکس ها
2950x2094 مي باشد با Resolusion استثنايي 350 dpi که هر گونه طراحي بيلبورد و پوستر رو براي شما جواب مي ده . اميدوارم از دانلود اين پکيج لذت ببريد .

حجم :96 مگابايت

منبع : www.iridownload.com

دانلود - Download

 

Harry Potter and The Order of The Phoenix  – 2007


منبع : www.iridownload.com
 

Harry Potter and The Order of The Phoenix  – 2007
English | 128 min | XVid 608x256 | 128 kbps vbr mp3 | 25 fps | 1.4 Gb
Genre : Adventure/Fantasy | RS.com

 
Harry Potter and The Order of The Phoenix
سري جديد فيلم هري پاتر با نام هري پاتر و فرمان ققنوس

نام : Harry Potter and the Order of the Phoenix
بازيگران شاخص : Daniel Radcliffe , Emma Watson , Rupert Grint , Michael Gambon
کارگردان : David Yates
تاريخ اکران : 11 جولاي 2007
ناشر : Warner Bros. Pictures Distribution
ژانر : اکشن ، ماجراجويي ، خانوادگي ، علمي تخيلي ، فانتزي
رده بندي سني : PG-13
مدت زمان : N/A
ميزان فروش در امريکا : N/A
افتخارات فيلم : N/A
خلاصه داستان :
هري پاتر 15 ساله در پنجمين سال اقامت در مدرسه جادوگري هاگوارتز به حد نهايت مهارت فردي خود رسيده و مي تواند عليه هر جادوگري بايستد. باز هم با روزهاي تابستاني کسل کننده روبه رو هستيم در حالي که هري پاتر با دورسلي هاي بدجنس سر و کله مي زند و خبري از دوستانش و دنياي جادوگران خصوصا حمله جديد ولدمورت ندارد. آيا روي آوردن هري پاتر به امکانات مدرسه جادوگري به او کمک خواهد کرد يا خير ؟

 
 
 

 

ArtRage 2.5

منبع : www.iridownload.com

 

ArtRage 2.5
برنامه اي کم حجم و ساده براي انجام کارهاي گرافيکي استثنايي !
اين برنامه داراي محيط بسيار زيبا و گرافيکي مي باشد که کار با اين برنامه با توجه به ابزاري که به صورت گرافيکي در دسترس شما قرار داده است بسيار آسان است و همچنين در وبسايت رسمي اين برنامه آموزش هاي تصويري نيز قرار داده شده است. يک قابلين جالب اين برنامه حرکت نرم و چرخشي قلم ها هنگام طراحي مطابق با حرکت مووس مي باشد که راحت مي توانيد بوسيله مووس متني را با دست خط خود بنويسيد و خروجي هاي مختلف با پسوندهاي متفوت از کارتون بگيريد.
ار ويژگي هاي ايم نرم افزار مي توان محيط جذاب ، شابلون هاي زيبا براي طراحي اشکال و ... را نام برد.

حجم : 11 مگابايت

آموزش هاي تصويري برنامه

منبع : www.iridownload.com

پسورد : www.iridownload.com

دانلود - Download

 

Babylon Pro v6.0.2 Portable

يعني کسي هست که Babylon مشهورترين و محبوبترين ديکشنري حال حاضر جهان رو نشناسه؟ شما بوسيله ي بابيلون حتي ميتونيد با کليلک دکمه ي موس ترجمه شده ي عبارت خودتون رو به 50 زبان مختلف ببنيد ! اينبار بابيلون با نسخه ي پرتابل يعني بدون نياز به نصب بريز تو سيدي ، Mp3 Player ، Flash memory و... بعد هر موقع هر جا عشقت کشيد اجراش کن بدون اينکه حداقل 20 دقيقه براي نصبش زمان بذاري ! دوست داري بيشتر در اين زمينه بدوني ادامه ي مطلب رو بخون !
 

چون تقريبا همه با خصوصياتش آشنا هستيم زياد توشون ريز نميشم :

1. ترجمه ي متن

2. سرعت جستجو يک لغت از بين اوووه اون همه لغت عجيب و غريب ، زير يک ثانيه !

3. دادن اطلاعات بيشتر در مورد لغت جستجو شده با توجه به متصل بودن به دو اطلس بزرگ جهان بريتانيکا و آکسفورد !

4. همچنين اگر به اينترنت دسترسي داشته باشيد که 100% داريد ميتونه شما رو به دايره المعارف Wikipedia متصل کنه !

5. تبديل واحد هاي پولي - طولي و...

6. املات هميشه بد بوده ؟ اشکال نداره خودش غلط هاي املاييت رو ميگيره مثل يه معلم !

7. و....

تذکر بسيار بسيار مهم : در صورتي که بابيلون روي سيستم شما نصب باشد اين نرم افزار در سيستم شما عمل نخواهد کرد !

پسورد فايل رار : www.iridownload.com

 قيمت نرم افزار : 59 دلار  |   Your price: $59

     حجم نرم افزار : 7 مگابايت  |     Size :7 Mb

دانلود - Download

 

Aqua Real 3D Deluxe v1.5.1

  Aqua Real يک آکواريوم فوق العاده با نصب رايگان !
از بچگي عاشق ماهي هاي تاپ بودي؟ دوست داشتي يه آکواريوم داشته باشي ؟ يا اصلا يه چيز ديگه دنبال يه
Screen Saver توپ ميگردي ؟ دواش پيش منه  ! Aqua Real آکواريوميه با ظرفيت 15 ماهي ناناز که ميشه Background دستکتاپتون  ، اونم چه بک گراندي متحرک نيست که هست ، صدا دار نيست که هست .... صداش ته آرامش بخشه يه صداي آبي زلال زلال ! تازه ميشه به عنوان Screen Saver هم ازش استفاده کرد ، يعني هر موقع دلش تنگ شد مياد بالا ديگه البته ميزان دلتنگي ( Screen Timer ) رو شما تعيين ميکنيد !

مختصري از امکانات نرم افزار :

:.: قابليت تعويض تنگ يا همون محلي که اين نانازا توش شنا ميکنن !

:.: توانايي غذا دادن به ماهي ها ، با استفاده از ابزارهايي که داره شما ميتونيد به آبشون ويتامين اضافه کنيد که چاق بشن ، لاغر بشن و.... و يا اينکه خودتون بصورت مستقيم بهشون غذا بديد ! ( فقط بين بچه هاتون فرق نذاريد !)

:.: ميتونيد با ماهي هاتون بازي کنيد ! درسته بازي کنيد قلقلکشون بديد ، بدنشون رو بخارونيد و يا خدايي نکرده چنگشون بندازيد ! ( نه حسن  نکن حسن آخه زخمي ميشن حسن !)

:.: هوشمنده ، مثلا اگه يه جا غذا بريزيد همه ي ماهي ها حمله ميکنن به سمت غذا خوب مشخصه که ماهي هاي قويتر ميخورن تموم ميشه اون کوچول موچولوهام که بايد سماق بمکن ، چون لژ خانوادگي هم داره به بچه ماهيا چب نگاه کني مامانشون حمله ميکنه !

:.: نشون دادن گذشت زمان ! روي اين قسمت واقعا کار شده مثلا اگه شما تنظيمات دريايي رو انتخاب کنيد و ساعتش رو با ساعت کامپيوتر Set کنيد ، تغيير رنگ تنگ رو خواهيد ديد حتي بعضي از ماهي ها شبها غيب ميشن ! ( ميرن لالا ! ( آخه چه نازه !)) 

:.: داشتن يه DataBase بزرگ از ماهي ها و تنگ ها ي نرم افزار ! شما ميتونيد با ورود به سايت نرم افزار  ماهي ها و تنگ هاي جديد نرم افزار رو دانلود کنيد ، خود نرم افزار 30 ماهي و 2 تنگ داره من هم براتون 4 تا تنگ توي خود پوشه نرم افزار گذاشتم که به پوشش کپي کنيد حله ! ولي پيشنهاد ميکنم 100% به سايتش سر بزنيد چون 400 تا ماهي و 100 تا تنگ خوشگل داره !

:.: و...

پسورد : www.iridownload.com

    قيمت نرم افزار : 16.95 دلار  | Your price: $16.95

     حجم نرم افزار : 8 مگابايت  |     Size : 8 mb

دانلود - Download

 

Invisible Secrets v4.6.2

اگه فايلهايي داري که ميخواي از دسترس ديگران دور نگهش داري ، براشون پسورد بذاري و يا برنامه اي داري که دوست نداري کسي بجز خودت باهاش کار کنه بقيش رو بخون که به شدت بدردت ميخوره ....

Invisible Secrets نام نرم افزاريه که تمام کارهايي رو که در بالا بهشون اشاره شد ميسر ميکنه adrian gheara مدير شرکت NBS ( شرکت سازنده ي اين نرم افزار ! ) معتقده که حفظ اطلاعات از خود اطلاعات با ارزش تره به همين دليل نرم افزاري با خصوصيات زير رو براي جهانيان عرضه کرده :

:: قابليت Hiden Files ::

قابليت اين رو داره که هر فايلي رو با هر فرمت و حجمي که داره مخفي کنه ، لازم به ذکره که تمامي فايل هاي مخفي شده بوسيله ي اين نرم افزار تنها درون خود اين برنامه ديده ميشوند و در بيرون از اين نرم افزار حتي در Windows Searcher هم ديده نميشوند ، همچنين بوسيله ي ابزار Unhide Files شما قادر به نمايش مجدد فايل خواهيد بود !

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

:: قابليت Encrypt Files ::

توانايي قفل گذاشتن روي فايلهاي مورد نظر شما خوب مشخصا فايلي قفل گذااري شده تا قبل از Decrypt شدن قابل اجرا نخواهد بود همچنين اين نرم افزار اين امکان رو به شما ميده که روي چند فايل يک قفل مشترک بگذاريد !

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

:: قابليت Application Locker ::

يکي از مهمترين بخش هاي نرم افزار همين  Application Locker هستش که وظيفش قفل کردن نرم افزار هاي تحت الامر ويندوزه ، خيلي هم قشنگ اين کار رو ميکنه نرم افزاري که شما قفل ميکنيد محو ميشه انگار UnInstall کرديديش ، پوشه ي نرم افزار هم در دسترس نخواهد بود و مسلمه که ابزاري هم به نام Unlocker براي ضد اين حرکت داره ديگه !

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

:: قابليت IP-to-IP Secure Password Transfer ::

 تنها با داشتن همين نرم افزار و IP همديگه دو طرف کره ي زمين رو به هم وصل کنيد ! ارتباطي کاملا مطمئن بين دو تا کامپيوتر شخصي ، حتي ميتونيد به يه سرور وصل بشيد و بصورت VIP از سرور اونها استفاده کنيد!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

امکاناتش خيلي زياده بخوام دونه دونه نام ببرم و توضيح بدم يه 4 صفحه اي ميشه بنظرم دانلودش کنيد چون حداقل کاري که براي آماتورترين کاربرها هم ميتونه انجام بده همون قفل گذاشتن و مخفي کردن فايلهاس !

پسورد : www.iridownload.com

 
   با ويندوز ويستا سازگار است !  | Windows Vista Compatible!
 
    قيمت نرم افزار : 49.99 دلار  | Your price: $49.99

     حجم نرم افزار : 4 مگابايت  |     Size : 4 mb

دانلود - Download

 

 



من می میرم

اگه به تو برسم به تموم دنيا رسيدم .
ولي فكر نكن تو رو به خاطر دنيا مي خوام ...
 من دنيا رو به خاطر تو مي خوام ...
دوستت دارم !.

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****
اگر آدمي شاد باشد
حتما كساني را شاد نموده است
و اگر غمگين باشد،
 كسي را غمگين كرده است
( مولوي)
******************************************************
اي کاش همدم تنهاييم قلب باراني تو باشد
 تا اينگونه در گرداب غم و اسارت بي تو بودن اسير نباشم
اي همدم تنهايي روياهايم بيا و مرا رها کن بيا
 و مرا به قصر پاکان ببر


******************************************************
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کسو مثل اون دوست نداشته باشي
 و از کسي که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن چون شايدهيچ وقت هيچ کس تو رومثل اون دوست نداشته باشه

****************************************************

وقتي هستي نيستم، وقتي نيستي هستم، وقتي هستم نيستي، وقتي نيستم هستي،
اي همه ي نيست شده ي هستي،هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****
مي گويند : که تنها يک دقيقه طول مي کشد تا دوستي را پيدا کنيد ،
 يک ساعت طول مي کشد تا از او قدرداني کنيد ،
 اما يک عمر طول مي کشد تا او را فراموش کنيد

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****

تقديم به تو
 که واسه من بهتريني
براي تو مي گويم: اي تنها ترين اسطوره ي من
 تو تكانهاي گرم قلب مني محبوب من با من باش.

**********************************************************
ما آدما هميشه صداهاي بلندو مي شنويم؛
پررنگهارو مي بينيم
 و کارهاي سختو دوست داريم
غافل از اينکه خوبها آسون ميان؛
بي رنگ مي مونن
 و بي صدا مي رن

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****

 




می ترسم

به کرم ابریشم فکر کن .

او تمام عمرش را روی زمین می گذراند ، به پرندگان غبطه می خورد و از آنچه سرنوشت برایش مقدر کرده است ازرده خاطر است .

فکر می کند : من منفورترین مخلوق عالم هستم ، زشت ، چندش آور و محکوم به خزیدن روی زمین .

روزی مادر طبیعت از کرم می خواهد که پیله ای بتند . کرم وحشت زده می شود . او تا آن روز هیچ پیله ای نتنیده است . خیال می کند که با این کار ، مقبره اش را می سازد و خود را برای مردن آماده می کند .

با وجود همه ناخرسندی اش از زندگی ، به خداوند گله می کند : خدایا ، حالا که به این زندگی پست عادت کرده ام ، می خواهی تمام چیزهای اندکی را که دارم از من بگیری !

با نومیدی خود را در پیله محبوس می کند و در انتظار سرانجام کار می ماند .

بعد از چند روز متوجه می شود که به پروانه ای زیبا بدل شده است . می تواند به آسمان پر بکشد و همگان او را تحسین می کنند .

کرم ابریشم از معنای حیات و کارهای خداوند حیران می شود .

 

مکتوب - پائولو کوئیلو




هنر نه گفتن را بیاموزیم زیرا اقتدار می آفریند

آموخته ام که نگویم ای کاش آن کار را طور دیگری انجام داده بودم بلکه بگویم بار دیگر آن کار را طور دیگری انجام خواهم داد
آموخته ام که باید بر زمان مسلط باشم نه به زیر فرمان آن
آموخته ام هر سفر دور و درازی با بر داشتن تنها یک گام آغاز می شود
آموخته ام خطاهای دیگران را مانند خطاهای خویش تحمل کنم
آموخته ام که مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران
آموخته ام که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیا موزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه را نمی دانم آموخته ام
آموخته ام بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم
آموخته ام بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم
آموخته ام که همیشه فردی خوشبین باقی بمانم چراکه زندگی و موهبتهای آن را دوست دارم
آموخته ام اگر از هر چیزی بهترینش را ندارم ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده را کنم
آموخته ام لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید
آموخته ام آن چرا امروز در دست دارم ممکن است آرزوی فرداهایم باشد
آموخته ام که زندگی مثل یک نقاشی است با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست
آموخته ام که هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست
آموخته ام زیاده گویی شاید مقدمه ناشنوائی باشد




قسمت جدید

30 هزار تومان براي پوشیدن هر لباس

 

ايران - سهيلا بيگلرخاني:
تصویرهایشان را دیده‌ایم اما اسم‌هایشان را نمی‌دانیم. می‌آیند جلو چند لحظه صبر می‌کنند، فلاش زده می‌شود، عکس گرفته می‌شود و بعد می‌روند.

 این، همه چیزی است که از آنها دیده‌ایم. معلوم نشد یکدفعه از کجا پیدایشان شد، اصلا نبودند. شغلی به اسم مانکنی نداشتیم، آن هم زن‌ها! اما آنها الان حضور دارند و پای ثابت شوی لباس هستند، در جشنواره زنان سرزمین من وقتی تندیس‌های جشن تقسیم می‌شد، یکی هم رسید به فروزان شاکوپا - مدیر مانکن‌ها- کسی که مانکن‌ها را دور هم جمع کرد و آموزش داد.

 او استاد طراحی لباس دانشگاه الزهرا و علم و فرهنگ است اما این روزها ترجیح می‌دهد، مانکن‌ها را آموزش دهد. با او درباره حضور مانکن‌ها در جشنواره‌ها صحبت کرده‌ایم.

  • آموزش دادن مانکن‌ها را از چه زمانی شروع کردید؟

از سال80 به صورت جدی جذب مانکن‌ها شروع شد. اطلاعیه ندادیم. اصلا جایی نبود که بخواهیم اطلاعیه بدهیم. فقط من سر کلاس‌های دانشگاه اعلام مي‌کردم که می‌خواهیم یک شوی لباس بزرگ برگزار کنیم، هر کسی را که می‌شناسید می‌تواند مدل شود، معرفی کنید.

آن زمان قد بالای 65. البته الان 2 سال است که قد زیر 70 را قبول نمی‌کنیم. 

چون در قد170 لباس بهتر دیده می‌شود. آن موقع چون هنوز جا نیفتاده بود اول مجبور شدیم محدودیت‌هايي داشته باشیم. الان راحت‌تر می‌توانیم افراد دلخواهمان را پیدا کنیم. شروع کار این‌جوری بود که هر کسی هر فردی را که می‌شناخت و فکر می‌کرد با شرایط ما همخوانی دارد، معرفی می‌کرد. یک سالنی داشتیم که آنجا تست می‌گرفتیم.

اول این توضیح را بدهم که همه آدم‌ها روی 2 خط راه می‌روند که به آن «دبل‌لاین» می‌گویند اما مانکن‌ها باید روی یک خط راه بروند؛ یعنی اگر جای پای مانکن‌ها را به هم وصل کنید، آنها روی یک خط راه می‌روند.


البته یک مدل راه رفتن دیگر هم برای مانکن‌ها هست که ما آن را آموزش نمی‌دهیم. به این مدل، x می‌گویند؛ یعنی یک مانکن در هر 2 قدم، یک x می‌کشد. ما این نوع راه رفتن را در ایران آموزش نمی‌دهیم چون اسلامی نیست.

ما کسانی که متعادل‌تر بودند و می‌توانستند با این مقوله رابطه برقرار کنند را پذیرفتیم. خب، اگر استعداد مانکن شدن نداشتند، رد می‌شدند. یک مشکل دیگر هم که داشتیم این بود که اکثر دخترهای ایرانی یک شانه‌شان پایین‌تر از یک شانه دیگر است چون همیشه کیف‌های یکطرفه می‌اندازند. به کسانی که فکر می‌کردیم می‌توانند مانکن شوند تمرین‌هایی دادیم که شانه‌شان صاف شود.

بیشترین ورزشی که مانکن‌ها باید انجام دهند، شنای کرال سینه و پشت است؛ ورزش‌هایی که بالاتنه را عقب‌تر از پایین تنه قرار دهد. بعد هم که مسئله سایز بود. مثلا کسی که قدش 170 است، سایزش باید 38 باشد

متاسفانه ما از سال80 جشنواره  به صورت پیگیر نداشته‌ایم، برای همین نتوانستیم مداوم روی مانکن‌ها کار کنیم. همه جای دنیا مانکن‌ها به صورت مستقیم زیر نظر پزشک تغذیه هستند اما در ایران این‌جوری نبوده. ما وقتی پروژه‌ای داریم یک هفته قبلش مانکن‌ها را می‌بینیم، بعد می‌رود تا برنامه بعدی.

 آنها خودشان باید مواظب خودشان باشند. چیزهایی را خودم به‌شان می‌گویم اما مکتوب نیست. با اين حال، الان طرحی داریم، تا آنها را زیر پوشش رسمی درآوریم؛ یعنی کلاس‌های مختلفی را که لازمه این شغل است براي آنها برگزار کنیم.

روان‌شناسی، یوگا، تغذیه و...

نه! این شغل بیشتر برای آنها جنبه سرگرم‌کننده دارد.

اول همین بود. سال80 که گفتند مدل می‌خواهیم، همه می‌گفتند بعضی‌ها از خدایشان است که مدل شوند اما من هیچ‌وقت این‌جوری فکر نکردم. اعتقاد دارم كه آنها هم برای کارشان زحمت می‌کشند؛ برای همین به آنها حقوق می‌دهیم.

این را دیگر نمی‌توانم بگویم. البته ما پول زیادی به آنها نمی‌دهیم چون آنها در این مجموعه آموزش رایگان دیده‌اند، پس باید در همين مجموعه هم باشند. هیچ قراردادی با آنها بسته نمی‌شود. آنها اصلا به عنوان مدل، راه رفتن را بلد نبودند و حالا یاد گرفته‌اند. خب، برای آنها یک شغل ایجاد شده، کم‌کم هم جا می‌افتد.

من به‌شان گفته‌ام برای پوشیدن هر لباس 30هزار تومان بگیرند. ببینید این مانکن‌ها اصلا بیمه نمی‌شوند؛ یعنی اگر یک مانکن پایش سر راه رفتن پیچ بخورد و نتواند کار کند، کسی جواب نمی‌دهد. 

یا دانشجو هستند یا کارمند. البته بیشتر دانشجو. کسانی هم هستند که شغل خاصی ندارند.

خیلی مهم نیست. من قبل از زيبايي چهره، برایم اخلاق مهم است. اینکه روابط عمومی و روابط اجتماعی‌شان خوب باشد؛ صبور باشند. ببینید ما جایی داریم کار می‌کنیم که 50 تا دختر هستند که بیشترشان ظاهر خوبی دارند و باید خودشان را در یک مجموعه عضو بدانند.

نه، همه بیشتر به کارهای دیگرشان می‌رسند.

لباس‌های امسال بهتر از سال گذشته بود. چادرها خیلی می‌توانست بهتر باشد، اگر رویشان وقت بیشتری می‌گذاشتند.

یکی دو تا.




روز پدر مبارک







علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را


دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را




فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه، مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد



علی علیه السلام و زیبائیها:


زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.


زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.


زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.


زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.



تولد در خانه خدا


مکه در یکی از ماه های حرام، ماه رجب، پذیرای مقدم زیارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف می کردند، گاه پروردگارشان را می خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نیز که روز جمعه سیزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجیبی برپا بود. در این جمع تنها یک زن بود که به جای عبادت بت، خدا را عبادت می کرد، شرک و کفر بر روحش سایه نینداخته بود. او دین حنیف داشت، همان دین جدش ابراهیم خلیل الرحمن، و او نیز در اطراف خانه خدا طواف می کرد، و از خدا می خواست تا وضع حملش را آسان کند.


او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندی را به بار داشت. و تقدیر چنین بود که این فرزند تولدی مبارک و استثنایی داشته باشد... تولد در خانه خدا...


فاطمه با خدا راز و نیاز می کرد. ناگهان در خود احساس دردی شدید کرد، دردی که فاطمه آن را به خوبی می شناخت، آخر این پنجمین حمل او بود، او قبلاً چهار بار دیگر این درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پریشان شد، او در میان جمعیت غوطه می خورد و طواف می کرد، پس از این احساس از طواف باز ایستاد ولی موج جمعیت او را به این سو و آن سو می کشاند. و درد هر لحظه شدیدتر و شدیدتر می شد.


چه می دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آمیزی برای او و نوزادش رقم زده است.


فاطمه به دنبال پناهگاهی می گشت، مأمنی که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود دید. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد.


نامش را علی نهادند؛ و با علی، موجودی دیگر نیز موجودیت گرفت، موجودی عزیز، گرانبها و بس کمیاب. همان چیزی که باید راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهی شده بودند، جهان، "عدل" را نه می فهمید و نه می شناخت. میلاد علی با تولدی دیگر همراه بود؛ تولد عدل...



نسب علی (ع)


نسبت که به معنای اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودی انسان و تشکیل دهنده شخصیت اوست. طبق گفته قرآن و روایات و ائمه معصومین و نیز علم روانشناسی، فرد بسیاری از صفات و روحیات خود را از طریق وراثت به ارث می برد. حضرت علی (ع) به داشتن این ویژگی ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگی از نظر فضلیت و بزرگواری معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علی (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و این خانواده، در فضایل اخلاقی و صفات والای انسانی، در میان عرب و قریش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تیزهوشی و زیرکی، از امتیازات آنها به شمار می رفت و همه این فضایل، در حد اعلای خود به علی بن ابیطالب به ارث رسید.


پدر علی (ع)


یکی از شخصیت های نقش آفرین صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علی (ع) و عموی بزرگوار پیامبر خدا (ص) است. او یکی از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئیس قبیله بنی هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهربانی و فداکاری در راه آیین توحیدی بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستی پیامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اینکه پیامبر به مقام رسالت رسید، در راه هدف مقدس ایشان که همان گسترش آیین یکتا پرستی بود، با تمام وجود جانبازی و فداکاری کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع می کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگی دیده از جهان فروبست. حضرت علی (ع) مراحل آغازین کودکی را در دامان تربیت چنین پدری بزرگوار رشد یافت.


مادر علی (ع)


مادر گرامی حضرت علی (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وی از نخستین زنانی بود که به پیامبر ایمان آورد و در دوران کودکی پیامبر، مدتی سرپرستی او را به عهده داشت. از این رو، پیامبر اکرم ضمن تکریم وی، با تعبیر مادر از او یاد می کرد و حتی هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پیامبر اکرم بسیار متأثر شده و پیراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده می کند و می میراند. ای خدا، به حق من و همه انبیای پیش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشای و دلیل و برهانش را بر او تلقین کن و جایگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمین هستی».


کنیه علی (ع)


در فرهنگ عرب، کنیه اسمی غیر از نام اصلی شخص است، که برای مردان با کلمه اَب و اِبن، و برای زنان با اُم و بنت می آید و غالباً برای تعظیم و تکریم شخص به کار می رود. حضرت علی (ع) هم کنیه­های مختلفی داشت: از جمله:


ابو تراب که کنایه از هم نشینی آن حضرت با خاک و سجده های طولانی ایشان داشت. در سال دوم هجری، علی (ع) روزی زمین خوابیده و مقداری گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در این هنگام پیامبر اسلام بر بالین ایشان آمد و با خطاب «یا ابوتراب» آن حضرت را بیدار کرد. از آن زمان آن حضرت به این کنیه مشهور شدند. ابوریحانتین: این کنیه را هم پیامبر برای ایشان قرار داد و به معنای پدر دو ریحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است.


القاب علی (ع)


در فرهنگ اعراب، لقب اسمی غیر از اسم اصل شخص و نامی است که کسی به آن شهرت می یابد. لقب بر مدح یا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علی (ع) فراوان است و همگی دلالت بر مدح حضرت علی (ع) می کنند؛ از جمله:


یعسوب الدین و یعسوب المؤمنین: ابن ابی الحدید که از بزرگان اهل سنت است، در این باره می گوید: این دو لقب را پیامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علی بخشید. یک بار به او لقب یعسوب الدین را داد؛ یعنی مالک و رئیس و حاکم دین، و در نوبت دیگر فرمود: یعسوبُ المؤمنین؛ یعنی آقا و رئیس مؤمنان.


مرتضی لقب دیگر حضرت علی (ع) به این معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از دیگر لقب های آن حضرت، می توان به اسدالله (شیرخدا)، حیدر (شیر بیشه ایمان) و کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.


نهج البلاغه علی (ع)


یکی از گنجینه های جاوید و درخشان علم علوی كه از روح بلند پیشوای پرهیزكاران حضرت امیر مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزیده ای از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آمیز علـی (ع) و قطره ای از اقیانوس بیكران معارف الهــی است. مجموعه ای نفیس از سخنان زیبای امیر كلام حضرت علی (ع) كه گذشت روزگار نمی تواند غبار كهنگی بر آن بنشاند. ستاره ای درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا همیشه بر تارك علوم اسلامی خواهد درخشید. تأمل و تعمق در محتوای نهج البلاغــه می تواند ما را با گوشه هایی از مكتب مولای دنیا و دنیا پرستی حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهای الهیات، شجاعت، تهذیب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به این كتاب شریف یكی از نیازهای نسل امروز جامعه اسلامی است.



و علی (ع) می آید ...


ساقه های نیلوفری از پایه های عرش بالا رفته و سریر ولایت را به عطر وجودی خود آراسته اند، تا او بیاید و بر تکیه گاه پوشیده از رازقی آن تکیه زند. درون کعبه چه غوغایی است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانیده اند و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسایند! طنین نام او هلهله شادی ملائک است. جام های افلاکی عاشقان به سوی او می آیند و گیسوان سیاه شب به یمن وجود او گل خنده های نقره ای را در میان آبشار آسمانی اش تقسیم می کند؛ چرا که امشب علی (ع) می آید!...


و جمعه چه شکوهی دارد و این جمعه شکوهی دیگر!... 13 رجب سال سی ام از عام الفیل! آسمانیان طبق طبق نور می آوردند، آن گاه که دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علی اعلی خانه خویش را از برای قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت های خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن ندای یگانگی و توحید ذات مقدس خدای تعالی را سر دهد و او را تقدیس کند و فریاد حق طلبی اش را از میان کفرها و نفاق به گوش جان های عاشقان برساند و پرواز شور آفرین کبوتران عشق را جانی تازه بخشد.


معشوق خدا


آسمانیان همه از شراب عشق علی (ع) نوشیده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اینکه زمنیان را فرصتی است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشویند و به نور وجودی او رخ برگشایند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوریدگی پا به عرصه خاکی نهاد. او علی است و خدایش اعلی. او که مهتاب سپیدی رویش را از او دارد و کوچه ها همه بی قرار اویند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حدیث و اعجاز است و نگاه هستی بخشش پیاله جان ها را از شور زندگی، عشق و شیدایی لبریز می کند؛ او معشوق خداست.


طبیب دردمندان


یاس ها و نرگس ها در بی کران های گذرگاه هستی، عرشیان و زمینیان را در هاله ای از عطر و رویا می برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علی (ع) به ودیعت گرفته اند! آب های همه دریاها از انعکاس نام او می درخشند و می خندند و نسیم های بهاری، در وزش لابه لای شاخ و برگ های بیدهای مجنون نام او را زمزمه می کنند و نغمه خوش طنین نام اوست که این گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت برای خاطر او تمام زنبق هایشان را نثار زمینیان کرده است! او علی است؛ طبیبی که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم می نهد و دل های نابینا و گوش های ناشنوا و زبان های بی کلام را درمان می کند. او علی (ع) است که غفلت و نادانی و حیرت و سرگردانی را معالجه و روشنی های حکمت و عرفان را تقدیم دل ها و جان های تشنه عاشقان الهی می کند.


مردی از تبار نور


مردی می آید از تبار نور، از تبار عاشقان و شوریدگان. مردی که محمد (ص) از گل خنده های نگاه او نشاط می یابد و ابوطالب در نیمه شب های بیداری دل، با او راز دل می گوید و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روی او می گشاید تا گل شادمانی را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردی که طلوع مهرانگیز نگاهش دیگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لایزال به جان پاکان می نوشاند و پیاله حیات عاشقان از نگاهش لبریز می شد. علی، فصیح ترین شعر حیات و زیباترین آواز آفرینش بود.




قلب من برای تو می تپد








ترجمه يکي از معروفترين ترانه هاي سلين ديون


My Heart Will Go On


قلب من براي تو مي تپد


Every night in my dreams
I see you. I feel you.
That is how I know you go on.


Far across the distance
And spaces between us
You have come to show you go on.

Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on

Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never go till we're one

Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we'll always go on

Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on

There is some love that will not
go away

You're here, there's nothing I fear,
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on and on


هر شب در روياهايم تو را مي بينم و احساس ات مي کنم و احساس مي کنم تو هم همين احساس را داري.

دوري، فاصله و فضا بين ماست
و تو اين را نشان دادي و ثابت کردي
نزديک، دور، هر جايي که هستي
و من باور مي کنم که قلب مي تواند براي عشق بتپد

يک باره ديگر در را باز کن

و تو اينجا در قلبمي
و قلب من ادامه خواهد داد و خواهد داد



عشق ميتونه يه بار ما رو لمس كنه و تا آخر عمر ادامه پيدا كنه
و تا وقتي كه ما يكي هستيم نميتونيم بذاريم بره

و اين عشق مي تواند براي هميشه باشد
و تا زماني که نمرديم نمي گذاريم بميرد

عشق زماني بود که من تو را دوست داشتم
و واقعا تو را در کنارم و آغوشم داشتم
در زندگي من،ادامه خواهد داشت

نزديک، دور، هرجايي که هستي
من باور دارم که قلب هايمان خواهد تپيد
يک باره ديگر در را باز کن
و تو در قلب من هستي
و
قلب من ادامه خواهد داد و خواهد تپيد


تو اينجا هستي، و من هيچ ترسي ندارم
و مي دانم قلبم براي اين خواهد تپيد
ما براي هميشه باهم خواهيم بود
تو در قلب من در پناه خواهي بود
و قلب من براي تو خواهد تپيد
و خواهد تپيد...





خونه ای روی باد

بر سنگ مزارم بنويسيد: آشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش که او زاده ي غم بود و ز غم هاي جهان گشته فراموش




واسه گلي خاک گلدون شو که اگه به خورشيد هم رسيد يادش باشه چطوري به اين عظمت رسيده، درسته گل خوبه ولي ببين گله ارزش داره خاکش بشي؟؟؟!!!




از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده هستید چیزی درون شما بمیرد







بزن بریم

به ره عشق رفتن آسان نیست این ره، کوچه وخیابان نیست بی امان لحظه لحظه باید رفت چون دراین راه خط پایان نیست ازدل تیرگی بیا بیرون روشنی پشت ابرپنهان نیست عشق رویش به سوی آینه هاست هدفش کافرومسلمان نیست دربیابان عشق باید سوخت گفتن این قصیده آسان نیست عشق درواژه ها نمی گنجد چه توان گفت گفتن آسان نیست




تنهائی بزرگم بر وجود کوچکم احاطه شده و من سکوت فریادم ... و چون همیشه می خندم از ... کوچکی موجودی که ادعای بزرگی دارد





امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه ، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی. وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی. یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی . بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم. با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی. متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی. نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...، فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی. اشکالی ندارد. احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب، من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...


دوست دار تو ،خدا !




اگر سر به زیر باشی میگویند احــــــــــــــــــــــمق است


اگر غمگین باشی می گویند عـــــــــــــــــــــــــاشق است


اگر پولت را به حساب خرج کنی می گویند خسیس است


اگر دست ودلباز باشی می گویند ولــــــــــــــــخرج است


اگر خوش لباس باشی می گویند ژیـــــــــــــــگولی است


اگر بد لباس بپوشی می گویند شـــــــــــــــــــــلخته است


اگر دیر زن بگیری می گویند مـــــــــــــــــــــــرد نیست





اگر زود زن بگیری می گویند آتشش تـــــــــــــــند است


اگر فقیر و بی پول باشی می گویند بی عرضـــــه است


اگر پولدار باشی می گویند اهل زد وبــــــــــــــــند است


اگر بی قید باشی می گویند لات آســـــــــــمان جل است


اگر بخندی می گویند دلقک اســــــــــــــــــــــــــــــــــت


اگر اخم کنی می گویند عـــــــــــبوس و بد اخلاق است


اگر خوش سر و زبان باشی می گویند چاخــــان است


اگر نخندی می گویند خودش را می گــــــــــــــــــــیرد


اگر شاد باشی می گویند بی خـــــــــــــــــــــــیال است




قصه های مادر بزرگ خیلی وقتها درسته.. یكی بود یكی نبود ...عاشق همیشه هست اما معشوق ...




منتظر باش اما معطل نکن تحمل کن اما توقف نکن قاطع باش اما لجباز نباش بگو اره اما نگو حتما بگو نه اما نگو ابدا.




یك شب در فرودگاه زنی منتظر پرواز بود و هنوز چندین ساعت به پروازش مانده بود. زن، برای اینكه یك جوری این وقت را پر كند به كتابفروشی فرودگاه رفت كتابی گرفت، سپس پاكتی كلوچه خرید و در گوشه ای از فرودگاه نشست. زن غرق مطالعه بود كه ناگاه متوجه مردی شد كه در كنار او نشسته بود و بدون هیچ شرم و حیایی یكی دوتا از كلوچه های او را برداشت و شروع به خوردن كرد. زن برای اینكه مشكل و ناراحتی پیش نیاید چیزی نگفت و اصلاً به روی خود نیاورد و همچنان كه به مطالعه كتاب ادامه میداد هراز چندگاهی كلوچه ای را هم برمیداشت و میخورد. زن به ساعتش نگاهی انداخت و درهمین حال متوجه شد كه "دزد" بی چشم و رو پاكت كلوچه اش را تقریباً خالی كرده است. هرچه می گذشت زن خشمگین تر می شد. با خود اندیشید كه اگر من آدم خوبی نبودم بی هیچ شك و تردیدی چشمش را كبود كرده بودم. با هر كلوچه ای كه زن از توی پاكت برمی داشت مرد نیز بر میداشت. وقتی كه فقط یك كلوچه در داخل پاكت مانده بود زن ماند كه چه كند كه ناگهان متوجه شد آن مرد در حالی كه لبخندی بر چهره اش نقش بسته بود آخرین كلوچه را ازپاكت برداشت و آن را نصف كرد و در حالی كه نصف كلوچه را به طرف زن دراز می كرد نصف دیگر را توی دهانش گذاشت و خورد. زن با عصبانیت نصف كلوچه را از دست مرد قاپید و پیش خود گفت : اوه، این مرد نه تنها دیوانه است بلكه بسیار بی ادب هم تشریف دارد. عجب آدمی ! حتی یك تشكر خشك و خالی هم نكرد. این زن در طول عمرش به خاطر نداشت كه این چنین آزرده خاطر شده باشد به همین دلیل وقتی كه پرواز او را اعلام كردند از ته دل نفس راحتی كشید، وسایلش را جمع كرد و بی آنكه حتی نیم نگاهی به دزد نمك نشناس بیفكند راه خود را گرفت و رفت. زن سوار هواپیما شد و در صندلیش جا گرفت. سپس دنبال كتابش گشت تا چند صفحه باقیمانده را نیز به اتمام برساند. دستش را كه توی كیفش برد، متوجه شد در كیفش چیز دیگری غیر از كتاب هم هست. آن را به بیرون آورد، آنچه كه او در جلوی چشمانش دید، پاكت كلوچه سربسته ای بود كه یكی دو ساعت پیش خریده بود