X
تبلیغات

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

دختر ایران

دختر ایران
 
همه چی از همه جا

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 توسط دختره
آموخته ام که
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه،
رختخواب خريد ولي خواب نه،
ساعت خريد ولي زمان نه،
مي توان مقام خريد
ولي احترام نه،
مي توان کتاب خريد ولي دانش نه ،
دارو خريد ولي سلامتي نه ،
خانه خريد ولي زندگي نه و
بالاخره ، مي توان
قلب
خريد، ولي عشق را نه.
 
آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد ميکند
کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
 
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
 
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودنرا انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
 
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
 
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است،
هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
  
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
 
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد.
پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
 
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
 
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
  
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
 
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
  
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم
يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
 
آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 توسط دختره
در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم.

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند.

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد.

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم.

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند.

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است.

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد.

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد.

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است.

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود.

در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است.

در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست.

نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم مرداد 1390 توسط دختره
رييس و مديران شركت "نيروی برق توكيو " از روستاييان آسيب ديده از تشعشعات راديو اكتيو نيروگاه اتمي فوكوشيما عذرخواهي كردند .


"ماساتاكا شيميزو " رييس شركت نيروي برق توكيو و مديران ارشد اين شركت كه مالك و مدير نيروگاه برق " داي ايچي " فوكوشيما هستند در برابر مردم آسيب ديده روستاي " نامي " كه از خانه و كاشانه شان آواره شده و براي اسكان موقت به اردوگاهي در " نيهونماتسو " منتقل شده اند حاضر شدند و در برابرشان به خاک افتاده و بابت قصورهايي كه در اداره نيروگاه داشتند‌، عذرخواهي کردند.

اين در حالي است كه مشكلات به وجود آمده در نيروگاه بر اثر زلزله اي ۹ ريشتري و سونامي سهمگين پس از آن كه در تاريخ بي نظير بود رخ داد. روستاي اين آوارگان در مجاورت نيروگاه توليد برق هسته اي " داي ايچي " فوكوشيما است كه مالكيت آن متعلق به شركت نيروي برق توكيو است . روستاي "نامی" هم اكنون به دليل خطر تشعشعات راديواكتيو تخليه شده و ساكنان آن براي اسكان به اردوگاهي در نيهونماتسو منتقل شده اند . پس از زلزله و سونامي ۱۱ مارس ژاپن دهها هزار نفر از ساكنان مناطق نزديك به نيروگاه فوكوشيما خانه و كاشانه خود را رها كرده و براي اسكان موقت به ديگر مناطق ژاپن منتقل شده اند .

لازم به ذكر است اين موجودات نه مسلمان هستند و نه ادعاي داشتن منشور كورش را دارند
فقط  انسان  هستند

نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 توسط دختره

به نظر من آدمها دو دسته هستند

 

یا از من پولدارترن که بهشون میگم مال مردم خور  ...

و یا بی پول ترن که بهشون میگم گدا گشنه  ...

 

یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خرحمال  ...

و یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم تنبل  ...

 

یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر  ...

و یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو  ...

 

یا از من هوشیارترن که بهشون میگم پرافاده  ...

و یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو  ...

 

یا از من شجاع ترن که بهشون میگم بی کله  ...

و یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه  ...

 

یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج  ...

و یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسیس  ...

 

یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ  ...

و یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی  ...

 

یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت  ...

و یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق  ...

  کلا معیار همه چیز من هستم و نه حقیقت


نوشته شده در تاريخ جمعه نهم اردیبهشت 1390 توسط دختره
اثبات......هر که سوادش کمتر درآمدش بيشتر !

از قديم گفته اند وقت طلاست، به عبارت ديگر : زمان = پول : معادله 1

همين طور گفته اند توانا بود هرکه دانا بود، يعني : توان = علم : معادله 2

مي دانيد که:

زمان / کار = توان: معادله 3

با جاي گذاري معادله 1 و 2 در معادله سوم به اين معادله مي رسيم:

پول / کار = علم

که مي توانيم آن را به اين صورت بازنويسي کنيم:

علم/ کار = پول

بنابراين:

Lim (پول) = ∞

0→ علم

يعني هرچه علم و سوادت کم تر باشد درآمدت بيشتر است، و اين هيچ ربطي به مقدار کار انجام شده ندارد !

به عبارت ديگر وقتي علمت به سمت صفر ميل کند، پولت به بي نهايت خواهد رسيد

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 توسط دختره

نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»

اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:

 
بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
 
بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.
 
بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.

وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.

در يک کلام:

افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند...


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 توسط دختره
اي آنكه به تدبير تو گردد ايام
اي ديده و دل از تو دگرگون مادام
اي آنكه به دست توست احوال جهان
حكمي فرما كه گردد ايام به كام

با آرزوي سالي خوش و پر بركت


"نوروز باستانی 1390 خورشیدی مبارک"


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اسفند 1389 توسط دختره
I Am Thankful....
I can see the beauty all around me.
There are those whose world is always dark

خدا را سپاس

من میتونم تمام زیبایی های پیرامونم را ببینم

کسانی هستند که دنیا یشان همیشه تاریک و سیاه هست



I am Thankful...
I can walk.
There are those who have never taken their first step.

خدا را سپاس

من میتونم راه برم ..

کسانی هستند که هیچوقت نتونسته اند حتی یک قدم بردارند


I Am Thankful ...
My heart can be broken.
There are those who are so hardened they cannot be touched

خدا را سپاس

که دل رئوف و شکننده ای دارم

کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و

احساسی رو درک نمیکنن



I Am Thankful ...
For the opportunity to help others.
There are those who have not been so abundantly blessed as I.

خدا را سپاس

به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم

کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به

من داده ای بی بهره اند


I Am Thankful ...
I can work.
There are those who have to depend on others for even their most basic needs

خدا را سپاس

من میتونم کار کنم

کسانی هستند که برای رفع کوچکترین

نیازهای روزمره شون هم به دیگران محتاجند



I Am Thankful ...
I have been loved.
There are those for whom no one has ever cared.

خدا را سپاس

که کسی هست که منو دوست داره

کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست .


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 توسط دختره

 

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی داني.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای قضاوت نکن.

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  "برای چه می خواهید بدانید؟"

هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

 وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

 هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

 راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

 هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

 شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

 سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند: " آماده، هدف، آتش "   

 هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

 چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

 وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

 هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

 وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.

در حمام آواز بخوان.

در روز تولدت درختی بکار.

طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

شیر کم چرب بنوش.

هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.

فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم دی 1389 توسط دختره


فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت باشه؛
 
فقر اینه

.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک